حس آپ كردنم نمي اومد.......
ديدين آدم يكهو ويرش مي افته گير ميده به يك كاري همش اون كارو انجام ميده ...اين حكايت منه چند ماه پيش وير وبلاگ خوني و نويسي داشتم حالا وير ۳۶۰ ، اوركاتو ، تگد.........عين بچه ۱۵ ساله ها شدم نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اين گرماي هوا كلافه ام كرده.......هر روز از اداره ميام خونه تند تند دوش ميگيرم حاضر مي شم ني ني مياد دنبالم تو ظل گرما ميريم بيرون هي اون ميگه كجا بريم هي من مي گم كجا بريم بعدشم هردو كلافه و خسته ميريم خونه و مثل جنازه ها مي خوابيم........خيلي مزخرفه........
نمي دونم چرا اين دوران شيرين نامزدي ما تمومي نداره ....ديگه فكر مي كنم ما هيچ وقت هيچ وقت عروسي نمي كنيم...................................
چند روز پيش رفتيم سينما.....فيلم ده رقمي..............واي نمي دونيد چقدر آشغال بود......به شعور آدم توهين مي كرد.............نيم ساعت اولش كه گذشت ديديم گرما ي خيابون بهتر از اين فيلمه اومديم بيرون......................توصيه مي كنم اگه شما هم مثل ما يك روز به پيسي خوردين اين فيلمو نرين...
گاهي فكر مي كنم چي شد كه من يكهو اينقدر بزرگ شدم ؟؟؟؟......منكه آمادگيشو نداشتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۵شنبه يك مهموني توپ دعوت بودم ...صبحش مي خواستم برم آرايشگاه و موهامو درست كنم اما اداره لطف بزرگي كرد و ما را به يك سمينار تاكيد مي كنم سمينار اجباري دعوت كرد....تا حالا سمينار اجباري رفتين.....نمي دونيد چه حالي ميده مجبور بشيد ۵ شنبه صبح زود از خواب بيدار شين از كار و زندگيتون بزنيد و به يك مشت اراجيف گوش كنيد كه اصلا به هيچ چيز و هيچ كسي ربطي نداره.........تو راه خونه همش خدا خدا مي كردم كه برق داشته باشيم تا بتونم دوش بگيرم و موهامو درست كنم ...........رسيدم خونه .....واي خداي من ما برق داريم تو چقدر مهربوني ......رفتم لباسامو برداشتم برم حموم ديدم از تو حموم صدا مياد يك مردي نتراشيده و نخراشيده تو حمومه؟؟؟؟؟؟؟؟؟تازه داره اعلام مي كنه....خانوم تا ۲۴ ساعت آب نريزين.............(اومده بود وان درست كنه).............چند وقت تو ادره بحث روان شناسي گل انداخته بود يكي از همكارام گفت يك جايي خونده كه هميشه وقتي مي خوايين دعا كنيد بايد كامل دعا كنيد و گر نه قضيه اون مرده مي شه كه دعا مي كرد خدايا اينقدر بهم پول بده كه نتونم بشمرمشون ....چند وقت بعد كارمند بانك مي شه..................حالا تمام اين حرفها اومده بود توذهنم كه تقصير خودمه نصفه دعا كردم گفتم برق نره ...واسه آب دعا نكردم........
زن ايراني يك پست نوشته بود به نام دلخوشي خيلي با اين پستش حال كردم هر وقت كلافه و بي حوصله مي شم ياد كلمه كيف مي كنم مي افتم كه مي شه با هر چيز ساده اي كيف كرد................اما چرا من نمي تونم به همين سادگي كيف كنم؟؟؟؟؟؟؟آخه تو ظل آفتاب مجبور باشي تو خيابونا بچرخي كيف كردن داره؟؟؟؟؟؟؟؟
بالاخره هفته گذشته با پارتي تونستيم بالابر شيشه جلو ماشينو درست كنيم فكر كنيد تو اين گرما از روزي كه ما ماشينو تحويل گرفته بوديم نمي تونستيم شيشه رو باز كنيم..........درست كه شد ني ني مي گفت حس اون گوسفند رو دارم كه دلش مي خواست جلو وانت بشينه.................
ديگه بسه از پست طولاني خوشم نمياد