اومدم تا يك خبر جديد بدم
ما روز ۵ شنبه مورخ ۲۵/۷/۸۷............بعد از ۴سال دوستي و ۹ ماه نامزدي ....عقد كرديم
تصميم گرفتن ما براي عقد بعد از بريتني اسپيرز فكر كنم سريع ترين بود .....چون ۳ شنبه شب تصميم گرفتيم ۴ شنبه تند تند رفتيم آزمايش و ۵شنبه ساعت ۱۰ صبح توي محضر عقد كرديم.........ماجراي آزمايش دادنمون هم به طور كاملا كمدي برگزار شد.........من قبلا اين آزمايشگاه براي تست اعتياد موقع استخدامم رفته بودم اما اين دفعه يك چيز ديگه اي بود ...ني ني ۴شنبه ۸صبح توي يوسف آباد دنبال محضر مي گشت......بهش ميگم از كجا مي دوني اونجا محضر هست...مي گه ..۱۲ سال پيش خواهرم اونجا عقد كرد ...يك حاج آقاي خيلي پير و مهربوني بود........گفتم عزيزم فكر كنم اين حاج آقاي شما بعد از ۱۲ سال الان يا فوت كرده يا از پيري ديگه نمي تونه كار كنه....تا حالا ديده بودين كسي اينجوري محضر پيدا كنه؟؟؟؟رفتيم تجريش از محضر برگه گرفتيم....ساعت ۹:۱۰ صبح بود... اگه تا ۱۰ مي رفتيم آزمايشگاه جوابو همون روز مي داد.....تند تند رفتيم بهارستان واسه آزمايش...چشمتون روز بد نبينه من از خونه دستشويي نرفته بودم ....فكر كنيد از خونه تا محضر بعدشم اون سر شهر آزمايشگاه من چه وضعيتي داشتم....توي چشمهام هم زرد شده بود.........رفتم تو دستشويي ....اون خانومه مامور تماشا بود گفت برو در رو ببند تو كه معتاد نيستي منم از خدا خواسته......اينقدر تحت فشار بودم ....كه تموم نمي شد مامور تماشا آخرش صداش در اومد كه....يكم بسته هاااااا..............ني ني جونم هم مي گفت وقتي داشتم تو ليوان كار مي كردم در بسته بود ليوانو كه گذاشتم كنار آقاهه اومد در رو باز كرد......خلاصه اينكه...بعدشم رفتيم كارت عروسي هاي تو بهارستانو نگاه كرديم .....بعدشم رفتيم هاني نهار خورديم.....و مغزمون به كار افتاد برگه جوابو داديم پيك تا بره جواب آزمايشو بگيره و خودمون رفتيم خونه ني ني جون تا بخوابيم..........
چشمتون روز بد نبينه خونشون رسما شكم خرس تركيده بود.......۲ تا كارگر مرد و خواهر ني ني مشغول خونه تكوني بودن و مادر شوهر گرامي همچون پرنسس در مبل.....با موبايلش صحبت مي كرد.......آخه ۵شنبه شب هم خواستگاري خواهر ني ني بود...يعني شب عقد ما...........عصر هم رفتيم محضر و آزمايشهامونو داديم و وقت گرفتيم..............
سر عقد كلي كادو گرفتيم خيلي حال داد......با اينكه روز عروسي مراسم عقد مي گيريم....اما خانواده هاي محترم ما رو شرمنده كردن كادو دادند........
بعد از عقد همش به ني ني مي گفتم ...چرا هيچي عوض نشد...تو هنوز دوست پسرمي.......
جمعه هم با باباجون و خواهرم و ني ني جون رفتيم يافت آباد و مبل و سرويس خواب خريديم....اين اولين قسمت از جهاز خريدنمون بود .............
...............يادم رفت بگم چرا بعد از بريتني اسپيرز...چون بريتني يك شب تو مستي تصميم مي گيره با دوست پسرش ازدواج كنه و همون موقع عقد مي كنن و خانوم صبح كه مستيش مي پره مي فهمه چه خريتي كرده و واسه طلاق مجبور مي شه نصف ثروتشو بده
...............يك نكته ديگه هم بگم كه خواهر ني ني با دوست ني ني دوست شده بودن و حالا پسره اومد خواستگاري ..البته يك ماه بعد از دوستيشون اومد و به ني ني گفت كه من با خواهرت دوستم و مي خواهيم با هم مزدوج بشيم.........ني ني هم كه خيلي غيرتي شده بود گفت زودتر باهاش ازدواج كن تا نترشيده چون خرتر از تو پيدا نمي شه........(اين جمله رو نگفتاااا...بعد كه داشت واسه من تعريف مي كرد گفت)